فکر کنید. نه شما را به جان من فکر کنید . یک زمین ذوزنقه ای به عرض های ۸ و ۵/۹ و طولهای ۱۵ و ۱۱ که یک درخت به قطر ۵ متر از وسطش سبز شده و از سقف خانه بیرون می زند. حالا این خانه ی مسکونی را طراحی کنید.
خدایا
ما به خودمان رحم نکردیم
اما
تو
به ما رحم کن
بهار
دختر من است
حرم
قسم
تو به پاک ترین واژه های ذهنم
آراسته ای
آه !
خستگی این شش ماه دویدن
این یکسال تشویش
از تنم برد این آه
چه شکر هاست در این شهر که قانع شده اند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی
از کجا شروع کنم وصال ؟
ننوشتنم، از حرف نداشتنم نیست. نوشتنم، یادم نرفته است. من حس می کنم وصال. فکر می کنم . درد می کشم . شاد می شوم ، شعر ...
شعر شدم وصال . پس از مدت ها، عاشورای کابل، به نبض شاعرانه تپش داد، زندگی داد. برای تو می نویسم وصال . زیاد می نویسم وصال .
چشم ها
دروغ نمی گویند
دست ها
دوست ها
دنیا
آنقدرها هم مهم نبود
چقدر بی پناهم من
دلم گرفته است .